دسته بندی‌ها: اخبار

لطفاً مشتری را به آتش نکشید.

تحلیلی بر بازاریابی چریکی فیلم «به وقت شام»

دسترسی به مردم مشکل نیست، چالش اصلی ارتباط با مردم است. چارلی هورسی

تبلیغات چریکی فیلم «به وقت شام» در مجتمع تجاری کوروش، چند روزی است که در فضای مجازی واکنش‌هایی متفاوت را به خود جلب کرده و بحث‌هایی داغ را به پا کرده است. در میانه ی این بحث‌ها اما جای خالی یک تحلیل علمی از نظرگاه کارشناسان و فعالین حوزه ی تبلیغات و استراتژی برند به شدت محسوس است. این مطلب می کوشد تا فارغ از ارزش داوری های ایدئولوژیک و به دور از مباحث سیاسی ـ اجتماعی رایج، نگاهی صرفاً تبلیغاتی به این رویداد داشته باشد.

بازاریابی تجربی (Experimental Marketing)

بازاریابی تجربی یکی از شیوه های روزآمد تبلیغاتی است که بدون شک در صورت طراحی دقیق، پیروی از استراتژی صحیح و اجرای بدون نقص از نرخ تبدیل بسیار بالایی برخوردار است.

در بازاریابی تجربی، شما به عنوان یک برند، موقعیتی خارق العاده و جذاب را برای مخاطب خود می سازید تا او بتواند محتوای محصول یا خدمت شما را شخصاً تجربه کند. در چنین رویکردی شما مشغول ارسال پیام های تبلیغاتی رنگارنگ به سمت مخاطبین خویش نیستید. بلکه این خود مخاطب است که در بطن یک فرایند کاملاً تجربی پیام را کشف می کند. این پیام برای مخاطب شما بسیار واقعی تر به نظر می رسد. بازاریابی تجربی به زبان ساده کاربست تکنیک بسیار مؤثر «حلوای تن تنانی» در ضرب المثل قدیمی فارسی است که درباره اش می گویند: «تا نخوری ندانی».

اکسپریمنال مارکتینگ

اکسپریمنال مارکتینگ آگاهی از برند (Brand Awareness) را شتاب داده و سطح درگیری مشتری (Engagement) با برند را به وضوح بالا می برد. این گونه ی تبلیغاتی در مرحله ی اجرا می تواند طیف وسیعی از تکنیک های اجرایی را در بر بگیرد. از شیوه های ساده ی سمپلینگ گرفته تا ایده های خلاقِ بازاریابی چریکی (Guerilla Marketing) همگی می توانند با یک استراتژیِ صحیح و یک داستان سرایی خلاقانه، مخاطب را به تجربه ای ناب و بی واسط از محتوای یک محصول یا خدمت مشخص فراخواند.

نمونه های بسیار موفقی از اجرای این شیوه ی تبلیغاتی توسط برندهای معتبر جهانی وجود دارد که با یک جستجوی ساده ی اینترنتی می توان به آنها دسترسی پیدا کرد. از این میان اشاره به یکی از نمونه های بسیار موفق و اثرگذار آن خالی از لطف نیست.

شرکت خودرو سازی آلمانی «فولکس واگن» در کمپین مسئولیت اجتماعی برندش، اطلاع رسانی در خصوص عدم استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی را هدف قرار داد. در این ویدئو می بینید که این کمپانی به جای انتشار پیام های هشدار دهنده ی کم اثر، در سینما HCL هونگ کونگ، فضایی اکسپریمنتال برای مخاطبین خود فراهم می آورد تا برای لحظه ای از روی صندلی های امن سینما، خطرات این کار اشتباه را احساس کنند.

بدون شک این شیوه ی تبلیغاتی نیز اصول و ظرافت های خاص خود را دارد. عدم آگاهی از این اصول یا نادیده انگاشتن آنها، پیام تبلیغی را به ضد خود تبدیل کرده و نتیجه ای عکس می دهد. در فرایند تجربی، برندها بیش از پیش خطرپذیرند. احتمال آسیب رساندن به برند از محل اشتباهات استراتژیکی و محاسباتی در بازاریابی تجربی بسیار بیشتر از شیوه های دیگر است.

حاضرین در مجتمع تجاری کوروش دوشنبه شب هفدهم اردیبهشت ۹۷ با حضور غافلگیر کننده ی چند بازیگر با لباس و گریم داعش مواجه شدند که قرار بود اکران فیلم «به وقت شام» در پردیس سینمایی این مجتمع با حضور عوامل فیلم را تبلیغ کنند. با اندکی شناخت از عوامل اجرایی این رویداد و پرسونال برند «ابراهیم حاتمی کیا» می توان هدف برگزاری رویداد را در این عبارت خلاصه کرد: «تجربه ی مواجهه با افراط گرایان داعش در فضاهای عمومی کشور، در صورت عدم مقابله با آنها توسط مدافعین حرم در کشورهای دیگر». یعنی چیزی که به اذعان خود فیلم ساز، فیلم در پی رساندن مخاطب به آن است.

انعکاس چند ویدئو از این رویداد در فضای مجازی واکنش های بسیار تندی را به همراه داشت. اگر چه حاتمی کیا کوشید با پاسخی کوتاه مسئولیت این رویداد را از دوش خود برداشته و خود را بی خبر از محتوای آن نشان دهد، با این همه نقدها همچنان پیش و بیش از آنکه متوجه تیم تبلیغاتی فیلم باشد، پرسونال برند «ابراهیم حاتمی کیا» را هدف قرار داده است.

نکته ی قابل توجه در این میان، وجود دو روایت کاملاً متفاوت از ماجراست. ویدئوی رسمی منتشر شده توسط عوامل اجرایی رویداد، فضایی شاد، مردمی بشاش و خوشحال را نشان می دهد که با اشتیاق مشغول فیلمبرداری از این رویداد با تلفن های همراه خود هستند. اما روایت دوم ویدئوهای غیر رسمی ای است که مردم عادی ضبط کرده اند. این ویدئوهای پر تعداد که ظرف کمتر از چند ساعت پس از برگزاری رویداد در فضای مجازی وایرال شد، وحشت و خشم حاضرین را نشان می دهد!

از منظر یک ایده پرداز و استراتژیست تبلیغات هر دو سوی ماجرا یک شکست واضح برای طراحان و مجریان و به تبع آن فیلم و برند شخصی «ابراهیم حاتمی کیا» است. فضای شادی که عوامل منعکس کرده اند، نشان از حرکت در مسیر خلافِ پیام رویداد دارد. نمادین کردن پدیده ای فاجعه بار همچون داعش که تمدن بشری را تهدید می کند و تقلیل آن به امری نمایشی و مضحک که می شود با آن سلفی گرفت و لحظاتی شاد را در کنارش سپری کرد، بدون شک هدفِ طراحان نبوده است. اصل نخست طراحی یک رویداد اکسپریمنتال به ما می گوید که باید پیش از هر چیز اهداف خود را بشناسید و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی کنید.

سوی دیگر ماجرا که روایت های غیر رسمی نشان می دهد، نشان از عدم آگاهی طراحان از ابتدائیات تبلیغات و مارکتینگ دارد! یکی دیگر از اصول اولیه و بسیار مهم هر نوع فضای تبلیغاتی (به ویژه بازاریابی اکسپریمنتال) شناخت دقیق گروه هدف (Target Group) است. عدم اطلاع از ترندهای ذهنی مخاطب، واکنش ها، علایق، تمایلات، گرایش ها، بیم ها و امیدهای گروه هدف می تواند هر نوع تبلیغی را با شکست مواجه کند. در فضای اکسپریمنتال شما بیش از هر شیوه ی دیگر تبلیغاتی، بی واسطه وارد زندگی واقعی مردم می شوید. پس پیش از هر اصل استراتژیک و تکنیکالی، رعایت اصول اخلاقی باید در دستور کار طراحان و مجریان قرار گیرد تا در مسیر انتقال پیام ها آسیب جسمی و روانی به مخاطب خویش وارد نیاورید. شما به عنوان یک برند تولید کننده ی «تجهیزات اطفاء حریق» نمی توانید مردم را در خیابان به آتش بکشید تا احساس سوختن را تجربه کنند!

بازاریابی هیجانی

این اشتباه استراتژیک را از منظری دیگر نیز می توان بررسی کرد. در بازاریابی هیجانی، یکی از قوی ترین محرک هایی که همواره مورد استفاده ی ایده پردازان قرار می گیرد، «ترس» است. کمپین های تبلیغاتی شرکت های «بیمه»، کمپین های مسئولیت اجتماعی مربوط به «محیط زیست» و کمپین های تبلیغاتی تجهیزات ایمنی، همواره بستری از تحریک احساس ترس در مخاطب پدید آورده و سپس احساس نیاز به محتوای محصول یا خدمت برند را در مخاطب برجسته می کنند. اما تجربه ای که از اکوسیستم روانی ایرانیان داریم به ما می گوید که اغراق در موقعیت «تهدید آمیز» و تأکید بیش از حد روی محرکِ «ترس» ماجرا را از ریشه هجوآمیز کرده و مردم با آن برخوردهایی طنزگونه می کنند. خاصه آنجا که خود برگزار کنندگان به این فضای هجو آمیز تن می دهند. در صحنه ای از کلیپ رسمی رویداد می بینیم که یکی از هنروران که نقش داعشی را ایفا می کند، هنگام بالا رفتن از پله های برقی دست در بسته ی چیپس مردی می کند که از لاین مخالف مشغول پایین آمدن است. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!

همچنان که در ابتدای مطلب گفته شد، بازاریابی تجربی آمیزه ای از فرصت ها و تهدید ها را توأمان در مقابل برند ها قرار می دهد. تبلیغات، صنعتی کاملاً تخصصی است که پایی در دانش مارکتینگ، قلبی در خلاقیت و هنر، سری در فلسفه و روانشناسی و دستی در اقتصاد دارد. ورود ناواردان به این مقوله ی عمیقاً تخصصی در اکثر مواقع نتائجی اسف بار خواهد داشت.

اشتراک
منتشر شده توسط

پست های اخیر

تبلیغات پیکسلی چیست؟

تبلیغات پیکسلی نوعی از تبلیغات نوین است که به شما اجازه میدهد بر روی بیلبورد…

% روز قبل

چگونه حضور موفقی در نمایشگاه داشته باشید

آیا فصد دارید در نمایشگاه شرکت کنید ؟ نیاز به غرفه داری آیا میدانید به…

% روز قبل

۴ روش استفاده از رسانه‌ها برای دیده شدن تبلیغات

در حال حاضر تبلیغ کنندگان مایل هستند تا با یک شیوه ای کاملا نو و…

% روز قبل